لغتنامه بندری
بایی bayi=بابا بزرگ
بی بی= مامان بزرگ
مُم- ماما= مامان
با = بابا
بپ و بپو به معنی بابا وبابا بزرگ کلمه هندی است و ایضاً کلماتی مثل جوتی به معنی کفش
دادا = خواهر
کاکا = برادر
چولنگ = کودک
چولنگی =کودکی
چوک chook=پسر
دخت =دختر
عَمی -عامو =عمو
همریش=همریش -فارسی کلمه باجناق(ترکی) در لهجه لری نیز گویند
جاری =نسبت همسران دوبرادر
خالو =دایی
دخله dakhla =فامیل -دخله گروه فامیل -مثلا دخله ما هندن
چوکلک=جوانی که ازدواج نکرده
سالار کهره=شبان=چوپان
طو tuw=پیچ پیچانده -یه طو هاده =یه پیچش بده
ولم valm = خوب
پنجروک(Penjurook): نیشگون ـ فشار دادن پوست و گوشت با دو انگشت
سوری soori =از انواع زنبور -زنبوری که کاملا زرد است
گوز guwz =از انواع زنبور در بندر عباس -زنبوری قهوه ای و بزرگتر از سوری.
مرهن merehn=گردن
کنگ kang=شانه، کتف
خُلک=خلق ،گلو
تِلو teluw=بزرگ
گپ gap=بزرگ و صحبت - دو معنی
تیغار=جلو
نشبیل=طنابی که لنگ را باآن میبستند=کمربند
کاغر kaghur =قلاب ماهیگیری
خیط kheyt=سیم ماهیگیری ،نشبیل هم میگن
بولت bult=وزنه ماهیگیری
رزوه =دندانه-دندانه کردن لوله آب
تنی نین [tani nin] =یعنی بچه است آدم بزرگ نیست - گاهی از عصبانیت به آدم اهمال کار گویند
دوشdosh=دیروز - فارسی قدیم -دوش وقت سحر از غصه ....
پره pare=پریروز
سبا saba=فردا -در بعضی نقاط مرکزی ایران هم بکار میره
شو show=شب
غور ghuwr=نگهداری انسان و همچنین درخت وحیوان
پتpot =دامن مرد یا زن (منظور لباس دامن نیست ) ام کردی تو پت فلانی - بکرد تو پتم بنداز در لباسم
جمول jamol=دوقلو -در بعضی نقاط دیگر نیز گفته شود
سُک کردن suk=تحریک کردن -اذیت کردن مثال: سکی مکن
پوتنگ puteng =بقچه
چطوره؟ نظر هادی و دلمو گرم بکنی![]()